تاریخ هنر

نئوامپرسیونیست

در آثار آخر سورا “نیش قلم ها” تبدیل به نقطه چین ها یا پرداز ظریفی از رنگ تابناک می شود که بنابر نظریه‌ی علمی نقاش می‌بایست در چشم نگرنده، با هم بیامیزد تا رنگ های فرعی بسی درخشان تر از آنچه که با مخلوط‌کردن مواد رنگی بر روی تخته شستی حاصل می شود، به وجود آورد.

 این شیوه‌ی نقاشی به نام های گوناگون نئوامپرسیونیسم، پوانتیلیسم(نقطه چین کاری رنگ) و نیز دیویزیونیسم(یا پرداز رنگ) خوانده شده است.

نئو امپرسیونیست‌ها سعی کردند تا اصول بصری امپرسیونیسم را بر بنیانی علمی بنا نهند و پُست امپرسیونیست‌ها آغازگر زنجیره‌ای طولانی از جنبش‌ها بودند که تلاش داشتند تا رنگ و خط را از کارکردهای بازنمایانگر محض‌اش رها کنند و به ارزش‌های حسی و نمادینی بازگردانند که امپرسیونیست‌ها آن را صرف تاکید خود بر عنصرگذرزمان و اجمال لحظات کردند.

هنگامی که سزان و سورا دست به کار جایگزینی امپرسیونیسم با شیوه جدیدتر و استوارتری از نوع کلاسیک بودند، “وینسنت ونگوگ” (۱۸۵۳-۱۸۹۰) ( نخستین نقاش بزرگ هلند) مسیری مخالف در پیش گرفته بود زیرا احساس می کرد که مکتب امپرسیونیسم هنوز به نقاش چنان که باید، آزادی ابراز عواطفش را نمی داد. و از آنجا که داعیه اصلی ون گوگ همین ابراز عواطف با بیانی گویا بود، برخی از هنرشناسان وی را نقاشی از مکتب اکسپرسیونیسم( توضیح فصل های آینده) یا هیجان‌گری به شمار آورده اند.

نوشته های مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − هجده =